خرید بک لینک

دو روز پیش از نشر به من اطلاع دادند که بالاخره نسخه هایی از کتابم حاضر است. قرار است فروش محدودی داشته باشیم تا نمایشگاه کتاب و فروش عمومی را از آن موقع شروع کنیم. در پست های بعد محل های محدود فروش را به عرضتان می رسانم. شاید هم عکسی از کتاب بگذارم. اما نام کتاب هست شیشه رفلکس. اولین کتابم است و توسط نشر مایا به چاپ رسیده. شامل سی و هفت تا از تجربه های بنده است از سال نود تا نود و سه. من بارها از کسانی که در جهان کوچک ادبی ام حضور داشته اند تشکر کرده ام اما در این میان، نمی توانم جای آریا عامری را به خاطر طراحی جلد خالی بگذارم و خرسندی ام را از این تجربه ی مشترک پنهان کنم.

حتما بعد از مطالعه ی کتاب نظرهایتان را بگویید. چون قرار است ادامه بدهم. هر چند فتیله ی شمع فقط صدای آتش را در گوش دارد.

نیازی به قرار دادن شعری از کتاب در این پست نمی بینم. کسی که دارد این وبلاگ را می خواند، اگر هم الان اولین بارش باشد، در صورت تمایل به شعرهایم که در پست های قبل هستند رجوع خواهد کرد.

بقیه ی حرف ها را سه گروه می زنند: شعرها، خیابان ها، و امیدهایم.

برچسب: نویسنده: ایلیا ابراهیمی تاريخ: پنجشنبه 11 آبان 1396 ساعت: 3:36

صفحه بندی