خرید بک لینک
من تکیه داده ام به جناغم، کتفم هلال احمر دنیاست
چسبیده ام به شیشه ی چشمم، شش های من نفربر دنیاست

دیوار در برابر دیوار، اینجا که ایستاده ام اکنون
هم ایستگاه اول برزخ، هم ایستگاه آخر دنیاست

بی شک جناغ و کتف من از چوب هستند و مشت های من از دود
چشمم اگر دریچه ی دنیا، شش های من اگر در دنیاست

خونم نه خون، که "پادشراب" است، هی گشت گشت دور زمانه
هی گشت و هیچ کس نپرانید، این نشئه را که در سر دنیاست

پشتم به محتوای ششم بود، پشتم به کتف بود و جناغم
پشتم به پیش یا پسشان بود، پشتی که روی دیگر دنیاست

پژواک در برابر پژواک، قانون گفتگوی من و توست
این عادلانه نیست برای کوهی که در برابر دنیاست.

برچسب: نویسنده: ایلیا ابراهیمی تاريخ: پنجشنبه 11 آبان 1396 ساعت: 3:36

صفحه بندی